السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
186
تفسير هدايت (فارسى)
- ( مردم ) - از گزندشان ايمن ، تنهاشان نزار ، نيازهاشان اندك و پارسا به جان و تن . روزى چند را با شكيبايى به سر بردند كه آسايشى دراز مدت را براىشان به دنبال آورد ، تجارتى سودمند بود كه پروردگارشان براى آنان فراهم كرد . دنيا آنان را خواست و آنان دنيا را نطلبيدند ، اسيرشان كرد و به بهاى جان ، خود را از بند آن خريدند . اما شب هنگام ! راست برپايند ، و قرآن را جزء جزء با تأمل و درنگ بر زبان دارند ، و با خواندن آن اندوهبارند ، و در آن اندوه دار وى درد خود را به دست مىآرند . و اگر به آيهاى گذشتند كه تشويق در آن است ، به طمع بيارمند / 195 و جانهاشان چنان از شوق برآيد كه گويى ديدههاشان بدان نگران است ، و اگر آيهاى را خواندند كه در آن بيم دادنى است ، گوش دلهاى خويش بدان نهند ، آن سان كه پندارى بانگ برآمدن و فرو شدن آتش دوزخ را مىشنوند . - ( با ركوع ) - پشتهاى خود را خمانيدهاند و - ( با سجود ) - پيشانيها و پنجهها و زانوها و كنارههاى پا را بر زمين گسترانيده ، از خدا مىخواهند گردنهاشان را بگشايد - ( و از آتش رهاشان نمايد ) - . و اما در روز ، دانشمندانند خويشتندار ، نيكوكارانند پرهيزگار ، ترس آنان را چون تير پيراسته تراشيده كرده است و نزار ، چون كسى بدانها نگرد ، پندارد بيمارند ، اما آنان را بيمارى نيست ، و گويد خردهاشان آشفته است - ( اما آن پريشانى را سبب ديگرى است ) - » . « 10 » و رسول اللَّه نمونهء برتر براى اين صفات بود ، و شبها چندان براى نماز مىايستاد كه پاهايش ورم كرد ، و از گرسنگى چندان رنج ديد كه سنگ گرسنگى بر شكم خود بست ، و دنيا او را خواست و او از دنيا روى گرداند . در ايام رسالت محدود خود ساختههاى جاهليت را هر روز ويران مىكرد تا به جاى آنها كاخ اسلام را بنا كند ، و تا از كارى مىآسود به كارى پس از آن مىپرداخت ، و چون خدا دين را به او كامل كرد ، به امر مهم خلافت پس از خود پرداخت و على - عليه السلام - را به امامت پس از خود برگماشت ، و اين
--> ( 10 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 193 ، ص 225 - 226 ، ترجمهء دكتر سيد جعفر شهيدى .